امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 12 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

تمرین نشستن

پسر پسر قند عسل   این روزا دارم یواش یواش تمرینت میدم که بتونی بشینی نمیدونی چقدر بامزه میشی دووووستت داااارم   ...
14 فروردين 1392

پری پریا

  سلام پسلیم ،خوبی؟ مسافرت دو روزه ی ما به اصفهان خیلی زود تموم شد آخه بابا میثم باید میرفت سر کار و ما نتونستیم بیشتر بمونیم نمیدونی چقدر پریا وقتی شما را میدید ذوق میکرد همش بوست میکردو اسمتو صدا میزد امیر امیر.... اینم عکس پریاجونم الهی خاله قربونت برم   ...
9 فروردين 1392

اولین غذا

نفس مامان دیروز برای اولین بار شروع کردم به غذا دادن به شما  راستش اولش یکم نگران بودم که نکنه زود باشه و شما اذیت بشی اما خداروشکر علاقه نشون دادی و مشکلی هم پیش نیومد،حالا مگه میتونستم قاشق غذاتو ازت بگیرم ...         ...
9 فروردين 1392

اولین سال تحویل جوجوم

سلام عشقم عیدت مبارک سال ١٣٩٢  هم اومد و ما وامسال واسه ی تحویل سال رفتیم خونه ی بابایی اکبرشما ازبس دستاتو میخوردی و میخواستی همه چیزو توی دهنت بذاری منم مجبور شدم بهت پستونک بدم خوب اینم اولین تغییر شما در سال جدیده !!!     امیر حسین و بابامیثم موقع سال تحویل       امروز هم روز دوم عیده و من و بابا میخوایم بدون اینکه به باباجان اینا بگیم بریم اصفهان تا سورپرایزشون کنیم ...
2 فروردين 1392

هفت سین

      سلام امیرحسین جونی     چند روز پیش دو تایی رفتیم بیرون تا واسه ی هفت سین عید مون خرید کنیم یک سبزه و یک ماهی کوچولوی قرمز و یکم سیب قرمز خریدیم نمیدونی چقدر ذوق داشتم        و بالاخره هفت سینو چیدم               ...
29 اسفند 1391

مبارکه.

مبارکه   مبارکه     دیشب یعنی 91/12/12 سالگرد ازدواج من و بابامیثم بود بابا یک کیک خرید و رفیتم خونه ی بابایی اکبر     و من اونشب به این فکر میکردم که پسلی من  کی داماد  میشه تو به چی فکر میکنی جوجوی من         ...
26 اسفند 1391

زائر کوچک

  شلام عشل مامان خوووووووفی؟؟؟؟؟     دیروز  توی آخرین پنج شنبه سال 1391 بابا میثم از سر کارش زنگ زدو گفت زودتر میاد تا مارو ببره کربلا یعنی شاه عبدالعظیم آخه میگن زیارتش برابر با زیارته امام حسین (ع) توی کربلاست    و شما اولین بارتون بود که  اونجا میرفتین من که عاشقشم  من گوشیمو خونه جا گذاشته بودم واسه همین نتونستم از شما عکس بگیرم   اما خیلی بهمون خوش گذشت شما هم پسر خوب و آرومی بودی مثل اینکه  اونجارو دوست داشتی         زیارت قبول  زائر کوچولو       &nbs...
26 اسفند 1391